رمز و راز کارآفرینان موفق خارجی

از گنجینه و دانشنامۀ تخصصی رشتۀ مهندسی صنایع
پرش به: ناوبری، جستجو
موفقیت و ثروت، به ندرت با پیروی از قواعد مرسوم و خطر نكردن به دست می‌آید. برعكس، بزرگ‌ترین موفقیت‌ها نصیب كسانی شده است كه حاضر بودند با همتی بلند و درایت حركتی نو آغاز كنند ...

محتویات

دکتر محمد یونس، کارآفرین و اقتصاددان بنگلادشی برنده جایزه صلح نوبل و مبدع وام‌های خرد

میشل لویزو و برونو تیفری دو کارآفرین از بلژیک

جك ولش

نشریه فورچون در سال 1999 وی را «مدیر قرن» نامید. عمده شهرت خود را مدیون بازسازی و سازمان‌دهی شركت جنرال الكتریك است كه سطوح مدیریتی را از 29 سطح به 6 سطح كاهش داده، برخی حوزه‌های كسب‌وكار را تعطیل كرده و ‌درصد زیادی از زیردستان خویش را اخراج نمود. به‌رغم تاكتیك‌های قوی و بی‌پروای وی (به خاطر اخراج تعداد زیادی از كاركنان شركت، به او «جك نوترونی» مشابه با بمب نوترونی لقب داده بودند)، توانست ارزش جنرال الكتریك را از 12‌میلیارد دلار به 280‌میلیارد دلار رساند كه بزرگ‌ترین افزایش ارزش در هر شركتی در زمان هر مدیرعاملی بوده است.

استیو جابز

از بنیان‌گذاران شركت اپل و رییس پیكسار كه به عنوان یاغی و هنرمند و به همان اندازه مدیر تجاری، توانست یك سر و گردن بالاتر از سیلیكون ولی قرار گیرد. مجله فورچون او را «مرشد فرهنگی جهانی» نامید كه مسوول تغییر شیوه‌ كار و اجرای موسیقی در جهان بوده است. با این‌حال او را به خاطر كارهایی از این قبیل هدف انتقاد قرار داده‌اند: گرایشات برتری‌جویانه، اعتبار زیردستان را برای خود خرج كردن، مدیریت خرد كسب‌وكار، ‌اخراج كاركنان از روی خشم و هر تعداد خلاف‌های اندك مثل پارك كردن مرسدس بنز خود در مكان مخصوص معلولان. ارزش خالص دارایی وی بیش از 20‌میلیارد دلار برآورد می‌شود.

سر ریچارد برانسون

ریچارد برانسون در سال 1972 و در سن 22 سالگی، نخستین فروشگاه صفحه موسیقی خویش به نام ویرجین را در لندن افتتاح كرد و نخستین قراردادش را با مایك الدفیلد برای صفحات موسیقی ویرجین امضا كرد. سال بعد یكی از صفحات موسیقی الدفیلد روانه بازار شد و در تعداد میلیونی به فروش رفت كه متنی كلاسیك از موسیقی آزمایشی الكترونیكی شد. پنج سال بعد، برانسون قراردادی با یك گروه موسیقی راك امضا كرد كه سایر موسسات آنها را رد كرده بودند. برانسون علاوه‌بر فروشگاه‌های صفحه موسیقی و‌ شركت هواپیمایی، به خاطر تلاش‌های ركوردگذار جهانی مشهور است و به اندازه سلطان تجاری بودن به خاطر بی‌باك بودنش مورد احترام است. او كه شخصیت پرجذبه و قابلی پیدا كرده است در تعدادی از پرطرفدارترین نمایش‌های تلویزیونی ظاهر می‌شود. او یك سفینه فضایی نیز دارد. حداقل این كه برانسون ثابت كرده است یك نفر می‌تواند در عین حال كه یكی از ثروتمندترین و موفق‌ترین مردم جهان است، گرم و دوست‌داشتنی نیز باشد.

سام والتون

سام والتون در سطرهای پایانی كتاب خود با عنوان «ساخت آمریكا» نوشت مهم‌ترین قانون در تجارت،‌ شكستن همه قوانین است. او همچنین گفته است، «من همیشه به خودم، به خاطر زیرپاگذاشتن قوانین كسان دیگر، افتخار می‌كردم و همیشه طرفدار انسان‌های سركش و تك‌رویی بودم كه قواعد من را به چالش می‌كشیدند.» رویكرد نوآورانه و جسارت‌آمیز وی به كسب‌وكار، تاسیس فروشگاه‌های زنجیره‌ای جهانی وال مارت بود كه در سال 2002 توانست جای شركت نفتی اگزان را به عنوان بزرگ‌ترین شركت جهان بگیرد.

بیل گیتس

این را دیگر همه می‌دانند كه ثروتمندترین مرد جهان كسی است كه از دانشگاه اخراج شد. بیل گیتس به جای اتمام تحصیلات در دانشگاه معتبر‌هاروارد، تصمیم گرفت به یك فعالیت پرریسك اشتغال ورزد و تمام وقت خویش را به كسب‌وكار كوچكی به نام «مایكرو سافت» اختصاص داد كه با كمك هم‌كلاسی خود پل آلن تاسیس كردند. گیتس كه از رویه‌های موجود منبع دسترسی باز توسعه نرم‌افزار رضایت نداشت، تصمیم به پولی كردن سیستم گرفت و درخواست اخلاقی برای منبع بسته كرد. او با تغییر قواعد توسعه نرم‌افزار،‌صنعت نرم‌افزار را به نحوی كه امروزه می‌شناسیم تثبیت نمود.

هنری فورد

پدر خودروهای امروزی،‌ بنیانگذار شركت خودروسازی فورد‌ و مخترع خط مونتاژ متحرك خودرو، رهبر تجاری كاملا غیرمتعارفی بود. هنری فورد با پافشاری بر تولید انبوه خودروهای ارزان برای یك بازار گسترده، زمانه خویش و نیز سرمایه‌گذاران را به چالش كشاند. او دستمزدی بسیار بیشتر از آنچه مرسوم بود به كاركنان شركت پرداخت كه این كار را «مشوق دستمزد» نامید و بدین وسیله توانست نیروی كار قوی را جذب و نگه دارد. فورد از «سرمایه‌داری رفاهی» حمایت می‌كرد و علاقه غیرمعمولی به وضعیت زندگی كاركنان نشان داد و آنها را ملزم به زندگی طبق قوانین تعیین شده در «واحد جامعه‌شناختی» خود می‌كرد، به طوری كه چگونگی گذراندن ساعات فراغت آنها را مشخص و محدود می‌ساخت. ریسك‌های وی نتیجه داد و شركت فورد به ترسیم چشم‌انداز مدرن شهری كمك كرد.

ری كراك

ری كراك نخستین رستوران مك دونالد را باز نكرد. او صرفا یك شركت كوچك خانوادگی را به حق امتیاز جهانی چند‌میلیارد دلاری تبدیل نمود. استعداد كراك مثل هنری فورد و قبل از او این بود كه راهی پیدا كرد تا كالاهای با كیفیت را به یك بازار انبوه وارد كند. او با معرفی خط مشی‌های اكید برای چگونگی تولید و فروش اقلام غذایی، انقلابی در صنعت رستوران به وجود آورد. او فروش همبرگر را به یك علم تبدیل كرد و حتی صاحبان حق امتیاز خود را مجبور به گذراندن لیسانس همبرگرشناسی در موسسه آموزشی مك دونالد كرد. اما ‌كراك بر خلاف فورد، به خاطر پرداخت دستمزد تا حد امكان اندك به كاركنانش مورد انتقاد واقع شد و متهم گردید كه سعی در دور زدن قوانین حداقل دستمزد را داشت.

لی كا شینگ

ماجرای لی كا شینگ، ماجراجوی آمریكایی واقعی است: سخت‌كوشی، ‌عزم استوار و انتخاب‌های هوشمندانه كه او را از فقر خارج ساخت و به محیط زیست اهمیت می‌دهد. تنها تفاوت این است كه شینگ از چین است. ثروتمندترین مرد در هنگ كنگ، مجله فوربس ارزش خالص دارایی‌های شینگ را 5/26‌میلیارد دلار گزارش كرده است. برای مردی كه دیپلم دبیرستان ندارد چنین ثروتی بد نیست. او هنوز به گذشته معمولی خویش وفادار مانده است (خانواده‌اش هنگامی كه ژاپن چین را اشغال كرد از كشور فرار كردند) و ترجیح نمی‌دهد ثروت خویش را به رخ بكشد. او به آرامی و مطبوع سخن می‌گوید و از كفش و ساعت ارزان قیمت استفاده می‌كند. در عین حال نظم و انضباط وی و جهت‌گیری روشن در كسب‌وكار باعث شده كه لقب سوپرمن به وی بدهند. با اینكه تركیبی منحصربه‌فرد از شرق و غرب جهان است كاملا به هیچ قالبی در نمی‌آید.

آندرو كارنگی

مهاجر فقیر اسكاتلندی كه با تشخیص نیاز به تغییر، توانست به ثروتمندترین مرد در آمریكا تبدیل شود. او خود را با بازارهای در حال توسعه تطبیق داد، سرمایه‌گذاری سنگینی در فناوری‌های نو كرد و هراسی نداشت كه توصیه‌های خویش را زیر سوال ببرد.

در سن 33 سالگی، بیمناك از این‌كه عمر خود را وقف ثروت‌اندوزی كردن، راحتی و آسایش را از وی سلب كرده است، نامه‌ای به خودش نوشت و توصیه نمود كه دنیای كسب‌وكار را در عرض دو سال برای همیشه ترك كند. نیازی به گفتن نیست كه او به این توصیه عمل نكرد. این تنها باری نبود كه حرف و عملش با هم همخوانی نداشت. برای مثال، كارنگی در توجه صریح به برابرطلبی سیاسی و حقوق كارگران در تشكیل اتحادیه نظیر نداشت؛ اما او تاكتیك‌های ضد اتحادیه‌ای هنری فریك را تایید كرد كه منجر به مرگ تعداد نامعلومی در جنگ هوم‌ستید شد. كارنگی تلاش كرد به این شعار خود كه «انسانی كه ثروتمند می‌میرد بدنام شده می‌میرد»، عمل كند: او در زمان مرگش،‌ 350‌میلیون دلار عمدتا برای ایجاد كتابخانه‌های عمومی و پشتیبانی از نهادهای علمی اهدا كرد.

اركادی كوهلمان

او خود را «از نوع بچه بدهای» تشكیلات بانكداری می‌نامد. اركادی كوهلمان كه بنیانگذار و رییس اجرایی ای ان جی دایركت یكی از بانك‌های با رشد بالا در آمریكا است می‌گوید او حتی بانك‌ها را دوست ندارد و از كارت‌های اعتباری متنفر است. كوهلمان جدای از «انرژی‌بخشی» به صنعت بانكداری،‌ یك شورشی با ذهن قوی است كه بانك خود را بدون دستگاه‌های خودپرداز یا شعبات رنگ و وارنگ اداره می‌كند. همه معاملات به صورت الكترونیكی بدون نیاز به حداقل سپرده یا كارمزد از مشتری انجام می‌شوند. كوهلمان می‌گوید كه وی برخلاف اكثر مدیران مالی قصد دارد به مردم كمك نماید تا پول‌شان را پس‌انداز كنند نه این‌كه خرج كنند. او می‌خواهد پس‌اندازكردن پول را «مطلوب سازد.»

میكائیل دل

میكائیل دل یكی از مهم‌ترین نوآوران صنعت رایانه شناخته می‌شود كه با كاهش واسطه و فروش مستقیم رایانه شخصی به مصرف‌كننده، به مصرف‌كنندگان اجازه داد تا با تلفن یا نامه، دستگاه‌ها و تجهیزات را سفارش دهند. او كه از دانشگاه اخراج شد یكی از سه تولیدكننده اصلی رایانه شخصی و یكی از مردان ثروتمند جهان است. (اگر ارزش ویژه دارایی‌های وی را مقایسه كنید به نظر می‌آید كه دل می‌تواند 6 تا 7 دونالد ترامپ را بخرد.) برخی از رقبای دل، به مدل تجاری منحصربه‌فرد وی طمع كردند، اما بدون اینكه موفقیتی به‌دست آورند. او القابی مثل «مرد سال» را از مجله PC، «مدیر عالی در كسب‌وكار آمریكا» از نشریه Worth و «كارآفرین سال» از مجله Inc دریافت كرده است. تارنمای دل كام، یكی از بزرگ‌ترین سایت‌های تجارت الكترونیكی مصرفی در فضای مجازی است.

جف بزوس

آشنایی مقدماتی با جف بروس و سخنرانی هایش

آمازون كام، یكی از پیشتازان تجارت الكترونیكی است كه ابتدا برای كتاب استفاده می‌شد. اینك یكی از پیشتازان در توسعه وب شده است كه چگونگی خرید و فروش هر چیزی از فیلم و موسیقی و لوازم آرایش و وسایل منزل را تغییر داده است. آمازون با اكتشاف و كاربرد فناوری‌هایی از قبیل آمازون كیندل و آمازون مكانیكال ترك، چگونگی مطالعه كتاب و تعامل مصرف‌كنندگان با رهبران بازار را تغییر داده است. جف بزوس، مردی كه در پشت این پدیده است می‌گوید بیشتر موفقیت خود را مدیون شانس و اقبال و كشف شهودی بوده است. بزوس همیشه یك چشم به مشتری داشته است و ریسك‌های زیادی را پذیرفته كه برخی اوقات به نفع آمازون نبوده است. با این حال او موفق به هدایت آمازون از میان بحران دات كام در دهه 1990 شد كه توانست یكی از معدود ستون‌های بادوام وب شود. بر خلاف مدیران سایر سایت‌های پیشتاز وب مثل eBay، یاهو و گوگل، جف بزوس پست اجرایی خود را از آغاز یعنی زمانی كه فقط كتاب می‌فروخت، حفظ كرده است.

جفری پرستون "جف" بزوس مدیرعامل و موسس Amazon.com در دانشگاه پرینستون برای فارغ التحصیلان از زندگی خود و شروع کسب و کارش می گوید:

سخنرانی انگیزشی جف بزوس:

آشنایی بیشتر با جف بیزوس و بزرگترین رهاورد زندگی اش"آمازون"

شکل‌گیری آمازون

جف ایدهٔ خود را با شبکهٔ جهانی وب توأم ساخته و به فکر ساخت یک وب سایت برای معرفی عناوین کتاب‌ها کرد. مزایای این وب سایت نیز کاملاً وی را توجیه کرده بود:

  1. عدم نیاز به تهیهٔ کاتالوگ فیزیکی
  2. کاهش شدید هزینه‌ها
  3. افزایش سرعت در عملیات خرید
  4. امکان تغییر روزانهٔ کاتالوگ و…

اما در کنار تمام این مزایا یک خطر بزرگ جف را تهدید می‌کرد و آن سرمایه‌گذاری بر روی یک چیز جدید، مبهم و غیرقابل اعتماد به نام اینترنت بود که تا آن زمان همهٔ مردم آن را یک وسیلهٔ تفریحی و ارتباط جمعی می‌دانستند. او شروع به مطالعه و تحقیق در زمینهٔ تجارت کتاب کرد و حتی در همایش سالانهٔ کتاب فروشان شرکت کرد.

بعدها وی در گفتگو با مجلهٔ تایم گفت: «به خود می‌بالیدم از این که ریسک بزرگی می‌کردم که هیچ‌کس حاضر به انجام آن نبود، تمام پایهٔ کار را روی چیز جدیدی به نام اینترنت می‌گذاشتم که معاملهٔ خطر ناکی بود.» بزرگترین ریسک جف بیزوس از زمانی اتفاق افتاد که مادر و پدرخواندهٔ وی از ایدهٔ او پشتیبانی کرده و تمام درآمد و پس‌انداز خود را که برای دوران بازنشستگی ذخیره کرده بودند به دست جف سپردند تا شاهد عمل جسورانهٔ وی باشند. البته بعدها پاداش کارشان را گرفتند و میلیاردر شدند.

جف نام Abracadabra به معنی ورد و طلسم (چیزی معادل «اجی مجی لا ترجی») را برای سایت برگزید، اما دوستانش او را متقاعد ساختند که این نام مناسبی نیست و سرانجام نام amazon.com را برگزیدند. رود آمازون نام بزرگترین رود جهان است و جف نیز باور داشت که سایت کوچکش روزی به بزرگترین کتابخانهٔ جهان بدل خواهد شد. جف بیزوس (وسط) در تعاونی برای رباتیک در سال 2005

تأسیس و رشد روزافزون آمازون

جف بیزوس برای آغاز رؤیای خود به همراه نامزد خود به سیاتل، واشینگتن نقل مکان کردند و در سال ۱۹۹۴ شرکت آمازون را تأسیس کردند و بلا فاصله یکبرنامه‌نویس حرفه‌ای به نام کافان را تشویق کردند تا در شرکت استخدام شود. یک سال بعد یعنی در سال ۱۹۹۵ اولین نسخه از وب سایت آمازون روی شبکهٔ اینترنت قرار گرفت و از تاریخ ۱۶ ژوئیه ۱۹۹۵ آمازون رسماً کار خود را آغاز کرد.

طولی نکشید که توجه اکثر رسانه‌ها به سایت آمازون و ایدهٔ آن‌ها که در آن سال‌ها عجیب به نظر می‌رسید آغاز شد و همین امر تا حدود زیادی باعث استقبال مردم از آمازون شد. جف می‌گوید: از همان ابتدای کار مشخص بود که رشد خواهیم کرد. با شروع کار آمازون، جف و همکارانش پیوسته در تلاش بودند تا این سایت را با مشتریان وفق داده و همهٔ نیازهای آنان را برآورده کنند. آن‌ها ابتدا ایدهٔ خرید با یک کلیک را پیاده‌سازی کردند و سپس بخش نظرات خریداران را راه‌اندازی نمودند.

در سال ۱۹۹۷ فروش سهام آمازون از طریق سایت راه اندازی شد و در پی آن کار آمازون به چند کشور دیگر از جمله کانادا، ژاپن، انگلستان و فرانسه گسترش یافت. تأکید جف همواره بر روی برآورده ساختن همهٔ نیازها و سلایق مشتریان بود و بدین ترتیب فروش کتاب هرروز با استقبال بیشتری روبرو می‌شد. مشتریان کم‌کم شروع به ارسال ایمیل‌هایی کردند که در آن درخواست اقلام بیشتری از جمله سی دی و لوازم خانگی از آمازون داشتند. جف نیز بلافاصله دست به کار شده و اقلام بیشتری را به فروشگاه اضافه کرد و بدین ترتیب روزبه روز به وسعت آمازون اضافه می‌شد.

به گزارش بلومبرگ، صبح روز ۲۷ ژوئیه ۲۰۱۷ با افزایش ارزش سهام کمپانی آمازون، جف بزوس بنیانگذار این شرکت با پشت سر گذاشتن بیل گیتس، به جایگاه ثروتمندترین شخص دنیا رسید.

راه حل‌های جف بیزوس برای رهایی از بحران

در سال ۲۰۰۰ شرکت آمازون مانند بسیاری از شرکت‌های دیگر امتحان سختی را پس داد. امتحانی که در آن بسیاری از شرکت‌های اینترنتی ورشکسته شده یا با شرکت‌های بزرگتر ادغام شدند. بحران معروف حباب اینترنتی که بر اساس آن شرکت‌های کوچک اینترنتی که در زمان کوتاهی به غول‌های اینترنت تبدیل شده بودند مثل یک حباب ترکیدند. ظاهراً دلیل این امر مربوط به خبرهای زیادی بود مبنی بر مشکل ساز شدن کامپیوترها در سال ۲۰۰۰ که در پی آن مردم از اینترنت فاصله گرفتند.

در این سال قیمت سهام آمازون افت شدیدی کرد و ۱۰۶دلار در دسامبر ۱۹۹۹ به ۴۱ دلار در سپتامبر ۲۰۰۰ رسید. آمازون نیز به مرز ورشکستگی نزدیک شده بود و ۱۳۰۰ نفر از کارمندان شرکت را کم کرد و کالاهایی که فروش کمی داشتند و سودآور هم نبودند را حذف کرده و شروع به بستن قراردادهایی برای خدمات بهتر به مشتریان و تسهیل حمل کالا کرد. در پی این اقدامات نه تنها آمازون و جف شکست نخوردند، بلکه در سال ۲۰۰۳ درآمد خالص آمازون به ۷۳٫۲ میلیون دلار رسید.

مجلهٔ فوربس اعلام کرد در سال ۲۰۰۸ درآمد جف به ۸٫۷ میلیارد دلار رسیده و او در مکان ۳۵ ثروتمندترین مرد جهان ایستاده بود و در سال ۲۰۱۵ نیز به ثروتی بیش از ۳۴ میلیارد دلار رسیده‌است.

کاوشهای بیزوس

شرکت‌هایی که بیزوس در آن‌ها سرمایه‌گذاری ولو جزئی کرده عبارتند از:

  • ایر بی‌ان‌بی اقتصاد شریکی
  • Aviary – software (photo editing)
  • Basecamp – software (project management)
  • بیهنس – self-promotion network
  • بلو ارجین – space travel
  • بیزنس اینسایدر – publishing
  • Crowdrise – for-profit charitable giving platform
  • Domo – software (business intelligence)
  • دی-ویو سیستمز – quantum computing
  • Everfi – technology for education
  • Finsphere – software (authentication)
  • General Assembly – technology education
  • General Fusion – sustainable energy (nuclear fusion)
  • Glassybaby – supports cancer patients
  • Juno Therapeutics – cancer biopharmaceuticals
  • Kongregate – online games
  • Linden Lab – online games (زندگی دوم)
  • Lookout – technology (mobile security)
  • MakerBot Industries – 3D printers
  • MFG.com – manufacturer direct marketplace
  • Nextdoor – localized social networking
  • Pelago – online games
  • Powerset – natural-language search engine
  • Pro.com – home services marketplace
  • Qliance – health care
  • Rescale – cloud computing simulations
  • Rethink Robotics – manufacturing robots
  • Sapphire Energy – sustainable energy (crude oil from algae)
  • Skytap – cloud computing
  • استک اکسچنج – technology publishing
  • TeachStreet – search engine to find teachers
  • توییتر – social networking
  • اوبر – sharing economy
  • Vessel – subscription video service
  • Vicarious – artificial intelligence
  • Workday – software for business
  • ZocDoc – software (healthcare appointments)

سرگئی برین و لری پیج

این دو با هم دوره دكترا را در استنفورد دنبال می‌كردند كه موتور جست‌وجوی گوگل را توسعه دادند و شركت سهامی گوگل را تاسیس نمودند و دو مرد ثروتمند جهان شدند. در سال 2007 در كنار اریك اشمیت، كسی را كه استخدام كردند تا به آنها در مدیریت گوگل كمك كند طبق فهرست جهانی مجله PC مهم‌ترین افراد در وب هستند. آنها سرمایه‌گذاران شركت تسلا موتورز شده‌اند كه قصد تولید خودروهای پیشرفته الكترونیكی را دارد. آنها یك بوئینگ 767 نیز خریده‌اند كه به یك هواپیمای مدیریتی بسیار بزرگ مبله شده لوكس تبدیل شده است. آنها هنوز به طور رسمی در دوره مرخصی از تحصیل دكترای خود در استنفورد به‌سر می‌برند.

اینگوار كامپارد

بسیاری از میلیون‌ها نفری كه از صدها فروشگاه IKEA در سطح جهان خرید می‌كنند نمی‌دانند كه دو حرف اول این فروشگاه زنجیره‌ای اثاثیه منزل از حروف نخست اسامی «اینگوار» و «كامپارد» گرفته شده است. (دو حرف آخر نیز از مزرعه الماتارید و دهكده آگونارید كه او به دنیا آمده بود، گرفته شده است) یكی از نوآوری‌های اساسی در پشت موفقیت IKEA شیوه كامپارد در یافتن راه‌هایی برای كاهش دادن هزینه‌ها است، در حالی كه طرح‌های اصیل و صاحب سبك ارائه می‌كند كه به راحتی به منزل برده شده و قابل پیاده كردن است. كامپارد به خاطر خست و صرفه‌جویی معروف است. با این‌كه ثروتمندترین مرد اروپایی در جهان شناخته می‌شود (البته ثروت وی از لحاظ قانونی متعلق به كل خانواده است) او ترجیح می‌دهد با یك ولووی قدیمی رانندگی كرده و در قسمت اكونومی كلاس سفر كند.

آنتونی رابینز

آنتونی رابینز

در زندگینامه آنتونی رابینز اینگونه آمده است که : وی در سال ۱۹۶۱ در خانواده نسبتاً فقیری متولد شد. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیقی برایش نداشت.

آنتونی رابینز در سن ۲۲ سالگی در آپارتمان ۴۰ متری محقری، زندگی مجردی فقیرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشوید. گذشته از گرفتاری مالیش، بر اثر پرخوری و بد خوراکی، بیش از ۱۲۰ کیلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود.

اما در عین فقر و فلاکت، برای خود رؤیا پردازی میکرد و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت، و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگلی سرسبز مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امکاناتی رویایی در نظر می گرفت.

راز موفقیت آنتونی رابینز

سر انجام مصمم شد که با چاقی خود، مبارزه کند و برای رسیدن به هدف خود به مطالعه ی چند کتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقیص یافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات، و نحوه ی تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد.

این شیوه برای او موثر بود و توانست در کمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتاً با شیوه های روانشناسی و با استفاده از کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند، و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد.

پس از موفقیتی که در زمینه کنترل وزن کسب کرد، او را به اندیشه وا داشت که شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه، در مورد هر کسی بکار گرفت. ابتدا معتقد شد که برای بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در مرحله اول باید افکار، تصورات، و با استفاده از رفتار شناسی رفتارهای فردی را که از نظر وزن متناسب است دریابیم. ببینیم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم.

پس از آن اعتقاد پیدا کرد که ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عیناً همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرطی که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد.

آنتونی رابینز این طرز فکر را مورد عمل قرار داد و به دیگران نیز توصیه نمود و نتایج را بررسی کرد و به درستی این عقیده ایمان یافت.

در این هنگام به مطالعه عمیق، کتب روانشناسی و شرکت در کلاس های استادان این علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبیل « برنامه ریزی عصبی ـ کلامی » و « روش های انجام بهینه کارها » آشنا گردید، او این شیوه ها را در مورد خود و دیگران به کار گرفت و به نتایج چشمگیری نایل شد و توانست راه موفقیت در زندگی خود را پیدا کند، تدریجاً توجه افراد بسیاری به سوی او جلب گردید.

Anthony-robbins-young

در سال ۱۹۸۴ شیوه های تازه روانشناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرار داد و آثار آن در بازیهای المپیک ۱۹۸۴ نمایان گردید. پس از آن او برای تدریس نظامیان امریکا  از سوی ارتش برای تدریس روش های جدید دعوت شد. ضمن اجرای این طرح متوجه نقایص آموزشی ارتش در زمینه تیراندازی گردید و ادعا کرد که می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقلیل دهد. ارتش با وی قرار داد بست تا چنانچه بتواند ادعاهای خود را عملاً به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد.

آنتونی رابینز نه تنها توانست مدت این دوره را به کمتر از نصف برساند، بلکه درصد قبولی شرکت کنندگان را که تا آن زمان به طور متوسط ۷۰% بود، به ۱۰۰% افزایش داد. مطلب قابل توجه اینکه خود وی تیر اندازی نمی دانست و از اسلحه و جنگ متنفر بود و آنچه مایع توفیق او شد، اطلاعات عمیق روانشناسی، لحن نافذ و احاطه به اصول آموزش و نحوه یادگیری بود.

این موفقیت ها، پاداشهای مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقیت را به سرعت طی کرد و به زودی به همه آرزوها و خواسته های خود رسید. رسیدن به رویا و رسیدن به هدف برای او در کمتر از دو سال صورت گرفت، با همسر دلخواه خود ازدواج کرد. قصر زیبایی در سواحل سرسبز « سن دیه گو » خرید که از طرفی مشرف به دریا بود. اتومبیل و وسایل زندگی خود را مطابق با آنچه در رویاهای جوانی خود می دید، تهیه کرد. به کمک دوستانش شرکتی را تأسیس کرد که نامش را « بنیاد رابینز » گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیت های فردی و حرفه ای تأسیس شده است و سالانه بیش از دهها هزار نفر را آموزش می دهد.

Anthony-robbins-young-1

در ضمن، برنامه ی « عبور از روی آتش » او که بخش کوچکی از محتوای سمینارهای او را تشکیل می داد و به منظور ایجاد اعتماد به نفس در شرکت کنندگان طرح شده بود توجه مطبوعات و رسانه های گروهی را جلب کرد.

اجرای سمینارها و برنامه های تلویزیونی نامبرده شده تا این زمان همچنان ادامه دارد و همه ی هفته، بینندگان مشتاق او، برنامه های وی را از تلویزیون مشاهده می کنند.

علاقه ی خاص رابینز به این است تا با کمک به افراد ، جهان را جای بهتری برای زیستن بسازد ، و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را با دستان خودشان رقم بزنند، روابط خود را با افراد جامعه بهترکنند، به دنبال هدف های ارزشمند زندگی خود بروند، بر ناکامی های عاطفی یا مالی خود غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند.

رابینز، در سال ۱۹۸۶، در حالی که بیش از ۲۵ سال نداشت، حاصل اندیشه ها و تجربه های عملی خود را در کتابش به نام « به سوی کامیابی » به رشته تحریر کشید و در آن رازهای موفقیت خود و بسیاری از افراد موفق را آشکار ساخت. این کتاب در ۱۹۸۷، عنوان پرفروش ترین کتاب را به خود اختصاص داد.

At-a-y-1

رابینز برای بهبود عملکرد کارکنان ، با سازمانهایی از قبیل  IBM، American express ، Mac Daglas ،AT&T  و ارتش ایالات متحده و همچنین تیمهای ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپیک همکاری کرد. وی همچنین مورد مشاوره ی بسیاری از چهره های معروف جهانی بوده و درمورد بازسازی شهر شفیلد که چهارمین شهر بزرگ انگلستان است نیز طرف مشورت بوده است.

تونی، در شهرهای مختلف سمینارها و سخنرانی های متعددی را اجرا کرد و برنامه های آموزشی فراوان را برای خردسالان، بزرگسالان، معلولین و عقب افتادگان ذهنی ترتیب داد و در سال ۱۹۹۱ بنیادی غیرانتفاعی را بوجود آورد که هدفش کمک به کودکان عقب مانده ، افراد بی خانمان ، سالمندان و زندانیان است. با شیوه های روان درمانی خاص خود، بسیاری از افراد را از چنگال یأس ها، افسردگی ها و ترسهای بی دلیل ( نظیر ترس از تاریکی، جمعیت، ارتفاع، مرگ و نظایر آن ) نجات داد و به شهرها و کشورهای متعدد سفرکرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف نظیر رؤسای جمهوری، مدیران، صاحبان صنایع و بازرگانان واقع شد و در سمینارهای او گروه های بیشماری شرکت کردند. از طریق مطبوعات و برنامه های هفتگی تلویزیونی به اشاعه افکار و عقاید خود پرداخت.

Timthumb-53

در سال ۱۹۹۱ کتاب دیگری به نام بسوی کامیابی ۲ ( نیروی عظیم درون را فعال کنید ) به رشته تحریر در آورد. این کتاب نیز مانند کتاب قبلی به عنوان پرفروش ترین کتاب سال انتخاب شد. سال ۱۳۷۱ این دو کتاب توسط آقای مهدی مجرد زاده کرمانی ترجمه و در دسترس ایرانیانی قرار گرفت که به دنبال تغییرات عظیم در زندگی خود و دیگران بودند.

خود او در پشت جلد کتاب بسوی کامیابی چنین می نویسد: ” شما نیز مانند سایر افراد موفق جهان، می توانید به سوی کامیابی گام بردارید. می توانید به همه خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید. می توانید پدر یا مادری بهتر، دوستی صمیمی تر، همسری شایسته ، بازرگانی موفق تر، مدیری کاردان تر یا قهرمانی نیرومند تر باشید. می توانید کلامی نافذ داشته باشید و با اشخاص، فوراً صمیمی شوید. می توانید جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشید.

می توانید به کمک پنج کلید طلایی، به ثروت وخوشبختی برسید. می توانید ترس، نگرانی، افسردگی و یا هر نوع عادت نامطلوب را ازخود دور کنید. می توانید با اراده و مصمم باشید و حتی از روی خرمنی از آتش به سلامت عبور کنید.”

آقای رابینز، در حال حاضر ۵۶ سال دارد و با همسر و فرزندانش در« دلماکالیفرنیا » زندگی می کند. رابینز از روشهای گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و دیگران استفاده می نماید. او اعتقاد دارد که فرایند تفکر و ارزیابی چیزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی باشد.

Tony Robbins

می دانید که نحوه تفکر و ارزیابی شما ( که خود ارزیابی هم به عوامل گوناگونی در موقعیت ارزیابی بستگی دارد ) احساس شما را شکل می دهد و با توجه به اینکه یک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود ونه بر اساس فکر خود عمل می کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل خواهد داد و این رفتارها و عادت هایی که شاید بسیاری از مواقع متوجه میزان بازدارندگی آنها نیز نمی شویم، نهایتاً سرنوشت ما را شکل می دهند.

بیش از ۲۰ جلد کتاب آنتونی رابینز منتشر شده است.

فیلم ها:

توصیه های آنتونی رابینز به کار آفرینان

سخنرانی انگیزشی آنتونی رابینز

مصاحبه با آنتونی رابینز

جک کنفیلد

زندگی نامه جک کنفیلد

جک کنفیلد - مسیر ایرانیجک کنفیلد از معروف ترین سخنرانان و مدرسان موفقیت آمریکایی می باشد.

زندگی شخصی

جک کنفیلد در 19 آگوست 1944 در تگزاس متولد شد. او یک مسیحی و یک دموکرات بوده و از سرگرمی‏ هایش می‏ توان به تنیس، مسافرت، اسکی، پیاده‏روی، بیلیارد، مطالعه و نواختن گیتار اشاره کرد. کنفیلد در سال 1962 از دبیرستان نظامیLinsly در ویرجینا، فارغ ‏التحصیل شد و سپس در سال 1966 مدرک کارشناسی خود در زمینه تاریخ چین را از دانشگاه هاروارد دریافت نمود. او همچنین مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه ماساچوست در رشته آموزش روانی و دکترای افتخاری از دانشگاه سانتا مونیکا گرفته است.  او سه بار، در سال‏های 1971، 1978 و 2001 ازدواج کرد که از همسر اول خود صاحب دو فرزند و از همسر دومش نیز صاحب یک پسر شد .

Jack canfield1

شروع زندگی حرفه ای

جک کنفیلد هم ‏اکنون یکی از سخنرانان انگیزشی و از نویسندگان برجسته آمریکا می‏ باشد. او پیش از آغاز نویسندگی و سخنرانی، معلم مدرسه بود و سپس دو سال نیز زیر دست دابلیو کلمنت استون کار کرد. کنفیلد علاوه بر کتاب‏ها و سخنرانی ‏های بسیار موفقش، بیشتر شهرت خود را مدیون مجموعه کتاب‏های «سوپ جو برای روح» است. 

او این مجموعه را به کمک همراه همیشگی ‏اش مارک ویکتور هانسن، درسال 1990 به رشته‏ تحریر درآورد. آنها توانستند در طی سه سال 68 داستان برای این کتاب گردآوری کنند. موفقیت فوق ‏العاده این مجموعه باعث تداوم آن شد تا جائی که تا به حال نزدیک به 200 عنوان از آن در تیراژی در حدود 112 میلیون نسخه که به 47 زبان ترجمه شده، به چاپ رسیده است . به گفته ‏ی مجله USA Today مجموعه کتاب‏های «سوپ جو برای روح»، جزء 150 کتاب برتر جهان در 15 سال اخیر بوده است. از دیگر کتاب های او می توان به اصول موفقیت، قدرت تمرکز، شهامت بردن، شاه کلید و... اشاره کرد.

ایجاد شورای رهبری تحول بخش

کنفیلد در جولای سال 2004 «شورای رهبری تحول‏ بخش» را تأسیس کرد و گروهی از اساتید، سخنرانان، مربیان، نویسندگان، محققان و مشاوران بزرگی که در زمینه پیشرفت‏های شخصی و حرفه ‏ای فعالیت می ‏کردند، را گرد هم آورد. از جمله‏ این بزرگان می‏ توان از جان اساراف، مایکل بک ویث، جان گری، استیون کاوی، دبی فورد، جیمز آرتور ری و پال شیلی نام برد. اعضای این شورا تقریباً اواسط هر سال برای تبادل اطلاعات و به اشتراک گذاشتن دست‏آوردهایشان گردهم جمع می‏ شوند. در سال 2005، سازندگان و دست‏ اندرکاران فیلم راز نیز، در این گردهمایی شرکت کرده و با اعضای شورا مصاحبه کردند. تا ماه ژانویه سال 2009، 99 نفر از شخصیت‏های برجسته، عضو این شورا بودند.

حضور در رسانه ها

جک کنفیلد - مسیر ایرانیجک کنفیلد تا به حال به عنوان یک چهره موفق و برتر و یک شخصیت شناخته شده در جامعه‏ جهانی، مهمان برنامه‏ های رادیویی و تلویزیونی مشهوری نظیر صبح بخیر آمریکا، بیست/بیست، رو در رو، PBS، اپرا وینفری، مونتل ویلیامزو لری کینگ بوده است .

افتخارات

هر چند که چک کنفیلد زمینه ‏های مختلف موفقیت فردی، خانوادگی و مالی را در سمینارها و کتاب‏هایش آموزش می‏ دهد، اما عمده‏ شهرت و اعتبار او به خاطر تأکید بر تأثیر اعتماد به نفس در دستیابی به موفقیت و آموزش ‏هایش در این زمینه می‏ باشد.

 از برخی افتخارات این استاد موفقیت می‏ توان از کسب عنوان جوان برجسته  سال آمریکا در سال 1978 و دریافت مدرک دکترای افتخاری از دانشگاه سانتا مونیکا در سال1981  نام برد.

 مشتریان خاص

او در سی سال گذشته به هزاران نفر کمک کرده است که به آرزوهایشان دست یابند. شرکت‏ های بزرگ و صاحب‏نامی چون مایکروسافت، هوندا، زیمنس، سونی، مریل لینچ، ویرجین ریکوردز، فدرال اکسپرس، زیراکس، دایملر کرایسلر، دومینوز پیتزا از همکاری جک کنفیلد به عنوان مدرس و مشاور بهره برده ‏اند.

برای آشنایی بیشتر با جک کنفیلد می توانید به سایت شخصی او مراجعه کنید :

http://jackcanfield.com

فیلم ها:

جک کنفیلد چگونه ذهنیت یک میلیونر را داشته باشیم

مصاحبه ها:

جیم ران

زندگی نامه ی جیم ران

شاید نام جیم ران برایتان آشنا باشد،اجازه بدهید نام برخی از شاگردان جیم را بیاوریم تا با دقت بیشتری زندگی نامه جیم ران را مطالعه کنید.

در لیست شاگردان برتر جیم ران می توانید نام افراد بزرگی را مشاهده کنید.برخی از شاگردان او:

آنتونی رابینز نویسنده ی کتاب قدرت نامحدود

برایان تریسی نویسنده ی کتاب روانشاسی فروش

دارن هاردی نویسنده ی کتاب اثر مرکب

جک کنفیلد نویسنده ی کتاب سوپ جوجه برای روح

ابتدا نظر آنتونی رابینز را که در پشت جلد کتاب جادوی کار پاره وقت از جیم ران نوشته شده را می خوانیم:

آنتونی رابینز و جیم ران

من به واقع باور دارم که”جیم ران”یک انسان معمولی نیست؛چون فلسفه ی وی کیفیت زندگی را برای کسانی که با او آشنا هستند بالا می برد.او در زمانی که من می خواستم فلسفه ی زندگی ام را شکل دهم تا امروز از آن بتوانم استفاده کنم،تاثیر بسیار مثبتی روی من داشت

(آنتونی رابینز)

داستان زندگی جیم ران

جیم ران متولد سال ۱۹۳۰ است که در سال ۲۰۰۹ فوت کرده است.داستان زندگی جالبی که می توان از زندگی او بسیار الهام گرفت.او تا سن ۲۵ سالگی زندگی بسیار عادی ای داشت.بعد از طی کردن مدرسه وارد دانشکده می شود اما بعد از یک سال از دانشکده ی براون (brown) واقع در ایالت مینسوتا انصراف می دهد و مشغول کار می شود و تا ۲۵ سالگی به موفقیت خاصی دست پیدا نمی کند.تا این که در ۲۵ سالگی با جان ارل شف (John Earl Shoaff) آشنا می شود و نزد او مشغول یادگیری مشود .

جیم ران

جیم ران آنقدر روی شخصیت خود کار می کند تا سرانجام در ۳۱ سالگی میلیونر می شود یعنی بعد از ۶ سال از زمان آشنایی با ارل شف.اما عمر شف کفاف دیدن موفقیت میلیون دلاری جیم ران را نمی دهد،او وقتی جیم ران ۳۰ ساله بود درگذشت و میلیونر شدن جیم ران را ندید.

جیم ران

بعد از میلیونر شدن جیم ران شروع می کند تا داستان موفقیت اش را با مردم در میان بگذارد و اولین سمینار های او شروع می شوند و او تا پایان عمر در اروپا،آ،ریقا،استرالیا و آسیا سمینارها و سخنرانی هایی برگزار می کند و نتیجه ی این فعالیت ها و آموزش ها می شود بیش از ۴ میلیون نفری که از آموزش های او استفاده کرده اند و از دل آن ها افرادی مانند برایان تریسی و آنتونی رابینز بیرون آمده اند.

پیام برایان تریسی در مورد جیم ران اهمیت دایره ی تاثیر گذاری این مرد خودساخته را نشان می دهد:

برایان تریسی و جیم ران

جیم ران انسان برجسته  ایست.وی سَلیس ترین بیان را دارد و حرفه ای ترین سخنران آمریکاست.حرف های او برای هر کسی،پیامی دارد که آن فرد باید بشنود.

“برایان تریسی”

جیم ران آنقدر پیشرفت می کند تا تبدیل به اسطوره ای در زمینه ی پپیشرفت و بهبود فردی شده است.در سال ۱۹۸۵ به عنوان بهترین و حرفه ای ترین سخنران سال از طرف “انجمن سخنرانان ملی” آمریکا انتخاب شد.

جیم ران از آن دسته انسان های خودساخته است که به داشتن انضباط در زندگی بسیار اهمیت قائل است.پاراگراف زیر را جیم ران در مصاحبه ی خودش با رابرت مک گاروی در سال ۱۹۹۶ گفته است.

رابرت مک گاروی:آیا شما معتقدید که شکستی که دچارش می شویم یک مصیبت بزرگ نیست و از غفلت های کوچک ما ناشی می شود؟

جیم ران:دقیقا،شکست یعنی همین.غفلت شروع یک عفونت است.اگر به آن توجه نکنیم،باعث بیماری می شود.فرمول شکست این است:

    شکست یعنی تکرار اشتباه در انتخاب ها و تصمیم گیری های کوچک که هر روز صورت می گیرند.

اما از طرفی دیگر،موفقیت نتیجه ی انجام متناوب اعتماد زیر بنایی و ضروری است.

کتاب های جیم ران

او کتاب های زیادی نوشته است و برخی از کتاب های او دوره های صوتی و تصویری او هستند که چاپ شده اند. برای مثال کتاب جادوی کار پاره وقت نوشته ی جیم ران که از استقبال خوبی در ایران برخوردار شده است،ترجمه ی یکی از سخنرانی های او است. 

در این کتاب به مفاهیم کار پاره وقت که منظورش همان بازاریابی شبکه است می پردازد.کتاب پر از مطالب عالی و کاربردی در زمنیه ی رشد و بهبود فردی است و پیشنهاد می کنم اگر کجنکاوی تان تحریک شده کتاب را تهیه کنید و می توانید آن را در کمتر از یک ساعت مطالعه کنید.

لیست کتاب های ترجمه و منتشر شده به زبان فارسی:

  •          جادوی کارِ پاره وقت
  •          پنج قطعه ی اصلی از پازل زنده گی
  •          هفت کلید طلایی ثروت مند شدن
  •          معجزه در درون توست ( گزین گویه های جیم رآن )
  •          دوازده ستون
  •          فصل های زندگی
  •          فرزانگی
  •          درس های زندگی ( منتخبی از نوشته های جیم رآن )
  •         قاتل شما کیست؟ ( قاتل شما چیست؟ )

برخی جملات معروف جیم ران:

  •             آرزو نکن که آن مشکل ساده تر باشد، بلکه آرزو کن خودت بهتر شوی. برای مشکلات کمتر آرزو نکن، بلکه برای توانایی های بیشتر خودت آرزو کن. آرزو نکن که با چالش های کمتری روبرو شوی بلکه آرزو کن خرد و تدبیر تو بیشتر شود.             
  •             چالش رهبری توانمند تر بودن است، ولی خشن تر بودن نیست؛ مهربان باش ولی ضعیف نباش؛ شجاع باش ولی گردن کلفت نباش؛ اندیشمند باش ولی تنبل نباش؛ فروتن باش ولی ترسو نباش؛ مغرور باش، ولی متکبر نباش؛ شوخ طبع باش، ولی بی خرد نباش.             
  •             همه ما باید دشواری یکی از این دو را تحمل کنیم (انتخاب با شماست): دشواری منظم بودن، یا رنج ناشی از حسرت و افسوس.             
  •             روز ها گرانقیمت هستند. وقتی که روزی را سپری می کنید بدین معنی است که یک روز کمتر برای زندگی کردن دارید. پس مطمئن شوید که روزانه را هوشمندانه استفاده کنید.             
  •             انضباط پلی است بین اهداف و  پیشرفت.             
  •             اگر نمی خواهید بیشتر از معمول ریسک کنید، پس باید به یک زندگی معمولی بسنده کنید.             
  •             انگیزه چیزی است که شما را مجبور به آغاز کار میکند. عادت ها چیزی هستند که شما را مجبور به ادامه مسیر می کنند.             
  •             موفقیت چیزی جز چند کار مرتب و مداوم بیشتر نیست که روزانه تمرین میشود.             
  •             راهی که همه می روند شما نروید؛ پیشرفت نمی کنید. جایی بروید که انتظارات و عملکرد بالایی از شما بخواهند.             
  •             بیاموزید چطور با آنچه دارید شاد باشید و با این حال برای هر چه که می خواهید سعی کنید.
  •              هیچ اُصولِ بُنیادینِ جدیدی وجود ندارد. حقیقت چیزِ جدیدی نیست، بَلکه پیر و کُهنه است.
  •              هر که به مردم خدمت کند، خود را در راهِ بزرگی و عَظَمَت، ثَروت، رضایت، اعتبار و لَذّت قرار می دهد.
  •              مطالبِ سَبُک را نخوانید، چون ممکن است با آن‌ها سرگرم شَوید، ولی رُشد نمی‌کنید.
  •              آرزو نکنید که مسایل آسان تر باشند، بَلکه آرزو کنید شما بهتر شَوید.
  •             مهمّترین خواسته یِ شما از یک شغل، نباید این باشد که چه چیزی به دست می آورم، بَلکه باید این باشد که چه چیزی خواهم شد.
  •              زمانی که شدیداً خواستارِ چیزی هستید، حتماً راهی برایِ دست یابی به آن پیدا خواهید کرد.
  •              بدونِ احساسِ ضرورت، اشتیاق ارزشِ خود را از دست می دهد.
  •              با تحصیلاتِ رسمی تنها می توان گذرانِ زنده گی کرد، امّا با خودآموخته گی می توان ثَروت اندوخت.

فیلم ها:

مصاحبه بسیار جالب با جیم ران (دوبله فارسی) :